عبدالرضا دسومی، باشروع جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ به عنوان نیروی مردمی جذب سپاه پاسداران ماهشهر گردید و تا یک سال بعد از جنگ علاوه بر حضور در جبهه از سال۶۲ تا اوایل۶۴ فرماندهی سپاه ایذه و سپس تا اواخر سال ۶۵ فرماندهی سپاه خرمشهر و از سال۶۶ تا مهرما۶۷ فرماندهی سپاه اهواز را به عهده داشت.
وی پس از آن نیز در پست های مختلفی منشاء خدمات زیادی بود، اخیرا وی گفتگویی انجام داده بود که آقای مهندس عبدالرضا دسومی آنرا با تغییرات اندکی با نظر خودشان در اختیار ما قرار داد، از خانم رویا رئیسی که این گفت و گو را انجام دادند تشکر می کنیم:

* تجربیات خوبی را در ایام دفاع مقدس ،بدست آوردیم که نباید در حال حاضر به راحتی از دست بدهیم.به دنبال منافع فردی نبودیم*
مهندس عبدالرضا دسومی ابتدا در خصوص شرایط خاکم بر کشور در زمان آزادی خرمشهر می گوید:
در آن زمان شاهد استمرار فضای انقلاب اسلامی بودیم. این جنگ به ما تحمیل شده بود. این جنگ را برای ایجاد مانع در راستای حرکت انقلاب در ایران اسلامی به وجود آوردند. افرادی که آن زمان در جنگ به خصوص در چهارچوب سپاه و بسیج شرکت کردند، به دنبال منافع فردی و شغلی نبودند. آنها در راستای پیگیری اهداف انقلاب حضور و نقش با شکوهی داشتند. آن زمان ما نیروهای دوره دیده و آموزش دیده ای نداشتیم. در عمل با کسب تجربه در صحنه های متفاوت تدبیر های لازم را پیدا می کردند. ایستادگی آنها در تمام دوران جنگ به دلیل انگیزه خاص آن دوران بود. با توجه به کمیت ها و امکاناتمان ایستادگی کردیم. در هیچ ساختار نظامی این ایستادگی تعریف نشده است. کیلومتر های زیادی از خاک کشور را تنها با ۶۰ یا ۷۰ نفر نگه داری کردیم. این موضوع در هیچ بحث نظامی امکان پذیر نیست.

* شکست حصر آبادان مهمترین عملیات بود*
در آن زمان ساختار و تشکیلات نظامی ما تازه بود. ما هیچ تجربه و آمادگی برای دفاع از خاک کشورمان نداشتیم. در تمام این مدت که از جنگ تحمیلی گذشته است، بارها در خصوص اهمیت عملیات ها از من پرسیده اند که کدام یک از عملیات ها مهم تر بوده است. در پاسخ به این سوال در راستای مسائل نظامی باید وسعت مناطق آزاد شده و یا تلفات دشمن در عملیات و اسیر های گرفته شده، را در نظر بگیریم اما من در پاسخ به این سوال عملیات ثامن الائمه یا همان شکست حصر آبادان را علی رغم کم بودن مساحت آزاد شده، انتخاب می کنم؛ زیرا شروع خوبی برای ما بود و نیروهای نظامی و نیروهای انقلاب در آن عملیات متوجه شدند که می توانند در برابر این تشکیلات گسترده و منسجم با موفقیت ایستادگی کرد. در آن زمان نیروهای ما روحیه خوبی به دست آوردند تا در برابر این ارتش متجاوز که حمایت های همه جانبه دارد، ایستادگی کنند. این عملیات زمینه سازخوبی برای موفقیت دیگر عملیات ها بود. ایده و انگیزه های بسیار خوبی را در این عملیات ها کسب کردیم. در نهایت هم موفق به آزاد سازی کلیه مناطق تحت اشغال شدیم.

* خاطره ای از خرمشهر*
زمانی شاهد شعارهای عراقی های بعثی بر دیوار های خرمشهر بودیم. آنها بر دیوار های شهر نوشته بودند: ما آمده ایم بمانیم.یکی از رزمنده ها در آن زمان جسد یکسرباز عراقی را زیر آن شعار گذاشت و به آنها فهماندیم که در خرمشهر آنها را دفن می کنیم. نیروهای مبتدی در آن زمان از خاک کشور دفاع کردند، آنها هیچ آموزش خاصی ندیده بودند. افرادی که کمی سنشان از بقیه بیشتر بود، تنها آموزشی که دیده بودند، در دوران سربازیشان بود. اما انگیزه بالا همه نیروها موجب آزاد سازی های مختلف در زمان جنگ شد.

* امید و تلاش مردم و نیروهای نظامی*
بحث های مختلفی در آن زمان بود، اما افرادی که در قالب سپاه و بسیج بودند. انگیزه و تلاششان یک لحظه هم متوقف نشد. بدون نا امیدی به اهداف خودشان و تلاش هایشان ادامه دادند. خوشبختانه به همه این موضوعات غلبه کردند. نیروهای ارزشمندی مانند شهید صیاد و شهید نامجو همبستگی خوبی میان ارتش و سپاه ایجاد کردند. وجود بنی صدر هم یک مقطعی در تاریخ انقلاب اسلامی بود که خوشبختانه با تلاش مردم سپری شد. حوادث آن زمان موجب مایوس شدن مردم نشد. توقف ها و موانع در آن زمان داشتیم اما همه در آن شرایط به تلاش های خود ادامه دادند.

* اعتماد به مدیریت جوانان*
شاهد نوع خاصی از مدیریت بر تشکیلات بسیج و سپاه بودیم. این مدیریت هم از سمت جوانانی بود که سابقه کار تشکیلاتی در قبل انقلاب داشتند و یا به امور فرهنگی و اعتقادی مبنایی پرداخته بودند. مدیریت آنها هم موجب سپری شدن امور جاری می شد و هم موجب ساختن و پرورش نیروها برای ارائه ایده های دفاعی می شد. مدیریت آنها همراه با فضا دادن به جوانان این اجازه را می داد که ایده های خود را با توجه به شرایط آن زمان اجرایی کنند. این گونه مدیریت موجب ساختن نیرو و زایش نیروهای خوب می شد. روش های سنتی اعمال شده بر روی تشکیلات نظامی پاسخگو شرایط ما نبود.
در حال حاضر هم باید به سمت انسجام نظامی پیش برویم اما با آن شیوه مدیریتی باز که در آن زمان اعمال می شد. باید در حال حاضر آن شیوه را با برنامه و تدبیر های مناسب ادامه دهیم. اگر برنامه ما تنها در امور نظامی بود، دیگر نیازی به سپاه و بسیج نداشتیم. سبک مدیریتی سپاه به گونه ای بود که شاهد زایش و تربیت نیروهای خبره بودیم. اگر این مدیریت به سمت مدیریت کلاسیک و بسته برود، نیروهای نظامی قدرتمند داریم اما نیروی با تدبیر که بتواند در شرایط بحران تصمیم درست بگیرد، نداریم. مدیریت آن زمان را باید به صورت علمی پیش ببریم.

* استفاده از تجربیات دفاع مقدس*
به نظر من با گذشت سال های متوالی بعد از جنگ لازم بود از افرادی که در گذشته حضور داشتند، بهرمند می شدیم. افرادی با تجربه های خوبی داریم که در آن زمان به دلیل نوع عضویتشان که بسیجی بودند، در حال حاضر ساماندهی نشده اند. باید در دوره های مختلف آنها را جمع کنیم و از تجاربشان استفاده بشود. اگر هم لازم است، مشاوره های خودشان را در اختیار نیروهای فعلی بگذارند. تجربیات خوبی را به سختی در آن زمان بدست آوردیم که نباید به راحتی از دست بدهیم. ممکن است من مطلع نباشم اما در این رابطه غفلت شده است. آن گونه که شایسته است از این تجربیات استفاده نشده است.

* انقلاب ما تمام نشده است*
انقلاب ما تمام نشده است و در هر لحظه ادامه دارد. باید منتظر یک صفحه ای جدید از انقلابمان باشیم. نیروهای وابسته به انقلاب را در هر زمان با آموزش های متناسب روز باید ساماندهی کنیم. این بخش از انقلاب را باید همانند ایام ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی برایشان برنامه داشته باشیم. در حفظ این سازماندهی تلاش کنیم. سبک نیروهای نظامی کلاسیک به راحتی از سمت دشمن قابل مقابله است. آن چیزی که در جنگ بر طرف مقابل غلبه کرد، سبک های خاصی بود که در هیچ مرکز نظامی تجربه نشده بود. ممکن است در حال حاضر عده ای با این سبک مخالف باشند اما با این سبک نظامی بود که پیروزی های گوناگونی را کسب کردیم.

* توصیه به مسئولین*
از مشخصه ها و ویژگی های نیروهای اولیه انقلاب وبویژه سپاه،قدرت کادرسازی ونیروسازی متناسب با نیاز وماموریت ها واهداف انقلاب بود که نتیجه ومحصول آن، انعطاف پذیری تشکیلات سپاه متناسب با تحولات وسیاست های دفاعی در طول جنگ وانقلاب بود،چیزی که متاسفانه در بخش های دیگر بویژه در دستگاه های اجرایی واداری مغفول مانده واین بخش از ساختارهای اداری واجرایی را مستعد شکنندگی وضربه پذیری نموده است،ایجاد ساختارهای متعدد،موازی وبعضا”تکراری برای مبارزه با مظاهر مختلف فساد، اعم از اقتصادی ،زمین خواری وغیره وعدم توفیق در این عرصه ها،از شواهد غفلت از بکارگیری افراد امتحان داده درکادر سازی وسازماندهی این حوزه ازانقلاب ونظام می باشد،اخبار مکرر از اختلاس های نجومی نشان از ناکارامدی وفشل بودن ارکان متولی مبارزه با این مفاسد می باشد،باید یک بار دیگر به صحیفه ی نور امام برگشت وهشدارهای آن عزیز را که «نگذارید انقلاب بدست نا اهلان ونامحرمان بیفتد» را فریاد زد. علی ایحال فرماندهان محترم سپاه باید به فکر سازماندهی وبرنامه ریزی لازم برای استمرار روحیات وروش ومنش کادرهای اولیه سپاه در تشکیلات فعلی باشند وبه عبارتی سپاه را برای بعد از خودشان بسازند.

منبع :روزنامه جمهوری اسلامی

۶مرداد۹۵

اشتراک این خبر در :