گفتگوی «مریم فرطوسی» خبرنگار همشهری خوزستان با این عکاسان را در روزنامه ۱۱ اسفند .

 

این روزها نگاه همه ایران وجهان به خوزستان است و به مردمی که خاک، زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده و حتی تهدید کرده است در روزهای گردوغبار مدارس,ادارات,بانک ها, بازار ها و خیلی جاهای دیگر در این استان تعطیل می شوند. اما کار راویان حکایت این روزها تازه شروع می شوند.(عکاسان) که باید به قلب فاجعه بزنند تا تصویر گر حقیقت ماجرا باشند. همه دنیا،اهواز را از زتویه دید عکاسان می بیند که گردوغبار مانع عکاسی شان نشده و نمی شود. اگر چه این روزها صدای سرفه هایشان و صدای چیک چیک شاتر دوربین هایشان میان زوزهای یاد گم شد، اما روایشان از خاک،ابدی و جاودانه شد.

کسی تعداد ذره های گردوغبار که آسمان آبی اهواز را خاکی کرده اند،نمی داند کسی از تعداد دفعاتی که با صدای چیک چیک شاتر دوربین ها،عکاسانی که سلامت،اهمیت و تجهیزات خود را به خطر انداخته اند تا لحظه ای ازاتفاقات شهر را ثبت کرده اند،باخبر نیست، سال ها و شاید قرن ها بعد مردمانی با نگاه کردن به عکسی های که عکاسان امروز گرفته اند،داستان ما را خواهند شنید و از شریط ما باخبر خواهند شد، احتمالا با دیدن این عکس ها اولین سوالی که در ذهنشان نقش ببندد. این است که (چه عکاس شجاعی ایت لحظه را ثبت کرده است)

هر یک از عکس هایی که از گردوغبار خوزستان در این گزارش می بینید، مربوط به عکاسی است که با وی مصاحبه شده است.

 

شاید از اینجا بروم

« عدنان مجدم » عکاس پایگاه خبری مراسلون یی پروا می گونید:«شاید از اینجا بروم»این حرف صریح این عکاس جوان سبب می شود اسم تمام هنرمندان این شهر که حالا دیگر اینجا نیستند، به ذهن بیایتد، همه هنرمندانی که حالا دیگر در زیر آسمان این شهر نفس نمی کشند.

عدنان می گونید: « زیر گردها علاوه بر اینکه تجهیزاتم را خراب کرده راه نفس خودم را هم بریده است. اگر کار قایل انکایی ازسوی مسئولان انجام نشود. شاید در نهایت گزینه ای به غیر از مهاجرت برای استمرار در کار برای حرفه ای تر شدن و مهم تر از آن برای استمرار زندگی بیش روی امثال من وجود نداشته باشند.»

#

اشتراک این خبر در :